همینطور گشت میزدم توی گلزار و به عکسهای شهدا نگاه میکردم،همه ادمهای همین اجتماع بودند.درست مثل سهراب،مثل ندا و خیلی های دیگه.
دلم گرفت و هنوز گرفته .همش چرایی هایی که توی ذهنم مونده آزارم میده.اخه چرا اینهمه آدم فدای قدرت طلبی های یک عده دیگه بشن.به هر صورت وقتی بچه ها توی جنگ شهید شدن،در حال مبارزه مسلحانه با دشمن بودن اما ندای عزیز رو تیر یه هموطن کشت.
امروز پانزده خرداد
تا انتخابات فقط هفت روز باقیمانده ، اگر نگاهی اجمالی به رویکرد اصلاح طلبان و اقتدارگرایان اصولگرا داشته باشیم و با تیزبینی البته نه چندان زیاد اوضاع را رصد کنیم خواهیم دید شرایط آن چنان که می خواهیم بر وفق مراد نیست که به شدت هم بر علیه ماست ، فقط یک اشاره تشکیلاتی یکی مقامات بلند پایه لازم بود تا پروژه ای کلید بخورد که مدت ها منتظر آن بودیم ، نه خيال بود و نه توهم ، تخریب اصلاح طلبان و راه اندازی ستاد یأس ملی اکنون به واقعیت تبدیل شده ، شاید برای قضاوت خوشبینان زود باشد و شاید خود بزرگ بینان مدعی پدرخواندگی هنوز هم چشم به دوم خردادی کم دغدغه دوخته اند، اما کافی است مرور کنیم !
به یاد بیاوریم شور به صحنه آوردن خاتمی و سپس شور همگانی برای رقم زدن دوم خردادی دیگر را، چندان دور نرفته از خاطرمان نظر سنجی های محرمانه ای که از جایی درز کرد، که خاتمی رأی اول را دارد. که او بود یگانه رقیب رئیس جمهور فعلی. اما آنچه بیش از همه جلب نظر می کرد تلاش های عجیب و غریب انواع چهره های به ظاهر معتدل و غیر معتدل در رنگ ها وصورت های مختلف برای انصراف دادن خاتمی از نامزدی، گاه دولت ائتلافی، گاهی گزینه مقبول همه گروهها و گاه حتی کاندیدای اصلاح طلب به غیر از خاتمی، اینجا بود که پرده های مختلف سناریویی رقم خورد که نامش را شاید « با خاتمی هرگز»بتوان نام نهاد. کار حتی به تهدید رد صلاحیت رئیس جمهور سابق رسید و آخرین هجمه سنگین را هم کیهانیان به قلم مدير مسئول مشهورش سازماندهی نمودند تا شاید توهم ذهنی امثال مدير مسئول مبنی بر ترور خاتمی به دست همفکرانش بتواند راه خاتمی برای نامزدی سد نماید. ترفند های نقش بر آب گشته ستاد یأس ملی نتوانست مانع خاتمی شود ولی آنچه که سیاستمدار بیشتر فیلسوف ما را وا داشت تا کناره گیری خود را اعلام کند نه تهدیدات و وعده های تو خالی رقبای هزار رنگ که تصمیم اخلاقی یک مرد دور اندیش اخلاق گرا بود، تصمیمی که همچون بارقه ای امید بخش نويد تهي نشدن وجوه انسانی از انسانیت را برای ملت ایران به ارمغان آورد، تکانه های احترام آمیز عمل خاتمی شاید تا نهانترين لايه هاي وجود بدخواه ترین دشمنان وی نیز راه یافت و وفای به عهد که یکی از عمیق ترین آموزه های اخلاقی از سپیده دم حیات انسانیت بوده بار دیگر ستایش بر انگیز شد، با همه این ها آنچه همه ما بر آن متفق القول گشته ایم ادامه اصلاحات است، اصلاحات به مثابه استراتژی و در عین حال تاکتیک تنها صورتی از عملکرد و تفکر است برای تعالی ایران و عظمت دنیوی ملت قابل تصور است، راهی که سالهاست آغاز کرده ایم از همان سال های منتهی مشروطه و تا زمان حال افتان و خیزان ، گاه شتابان و گاه محتاط و سر به زیر اما زنده و معتقد سال هایی بس سخت از سر گذرانده ایم. اکنون شاید دیگر برای تعلل و تأمل کمی دیر شده باشد، جامه عمل پوشیدن به همه تفکرات بلند مرتبه و فرو خورده ملت بي نصيب مانده ايران تلاش همگان را می طلبد، شاید تعاریف و راه کارهای ما با هم تفاوت های جزیی داشته باشد اما وضوح چشم انداز عملکرد مان چنان واضح است که کمتر شکی برای همیاری و تلاش مشترک باقی می گذارد، آقایان موسوی و کروبی که هر دو جزو سرمایه های وطن و انقلاب می باشند هر کدام به نحوی حائز حداکثری شرایط یک رئیس جمهور عملگرای اصلاح طلب را دارا بوده و می باشند تا حدی که گاه نمی توان تفاوتی بین این دو قائل شد، همین نوع نگاه این دو بزرگوار به اصلاحات و قاطعیت ایشان در پیشبرد اهداف تمدن ساز اصلاح طلبی مجدداً باعث گشته تا توپخانه تخریبگر اقتدارگرایان شبه اصولگرا با حجم بی اندازه آتش سعی در تخریب اتحاد نانوشته شیخ اصلاحات و نخست وزیر معتمد امام و ملت، داشته باشد. انواع تهمت ها و اختلاف افکنی های منافقانه که گاه یادآور دشمنی سازی بین مرحوم دکتر مصدق و مرحوم آیه الله کاشانی می باشد، باید و با تأکید بیشتر، حتماً بابد موجبات همدلی ما بین هواداران هر دو نامزد محترم اصلاحات را فراهم آورد.
آنچه ستاد یأس ملی مجدانه در جست آن تلاش می کند، برجسته کردن تفاوتهای راهکاری و شخصیتی دو بزرگوار اصلاح طلب ما در جهت ایجاد یأس و تخریب امید ملی آحاد اصلاح طلب ایرانی است، که شایدگاه امیدواری به این راهکار با اقدامات هواداران هر دو نامزد كمي افزایش یافته اما تا کنون به واسطۀ هوشیاری و درایت آقایان موسوی و کروبی در کنار ظرفیت بالای اصلاح طلبان در جهت همگرایی و نقدپذیری توأمان این حیله عقیم مانده و آنچه رخ داده به مصداق آیه شریفه :
«مکرو و مکر الله و الله خیرالماکرین » . بیشتر واگرایی عمیق و رخ نمودن شکافهای مجموعه اي ناساز بوده که جز ملغمه اي از ایده های شبه سوسیایستی به ظاهر عدالت خواهانه و نوعی رابطه بین راست سنتی بازار و محفلهای مذهبی نبوده و نیستند. ریزشی که در بدنه اجتماعی اصطلاحاً اصولگرا رخ نموده تا کنون بی سابقه بوده، بدنۀ مخلص و خیرخواه که آمال دور و درازی را بر حسب آموزه های چه دینی و چه عدالت خواهانه دنبال می کردند، اکنون با مشاهده انبوه تفاوتهای حرف تا عمل، سران خود و عدم احساس مشارکت در تصمیم گیریها با نا امیدی یا به انفعال روی نموده و گاه در اردوگاه مير حسین مطلوب خود را می یابند يا با بی میلی به حمایت از عناصر و جریاناتی روی آورده اند که یکبار امتحان خود را پس داده اند، اما چه باید بکنند که برای خود جز این راه هیچ راه ثوابی متصور نبوده و نیستند. با همه این شرایط اکنون که راه پیروزی و توانایی بازگرداندن آب رفته به جوی مهیا گشته باید در زیر هجمه ناجوانمردانه حریف همدلی و همیاری مجموعه اصلاح طلبی را تا جای ممکن افزایش دهیم و بدور از تفرقه و تشتت در این سربزنگاه تاریخی، صلاح ملک و ملت را به سرانجام برسانیم تا با ادامه روند اصلاح طلبی در کلیه سطوح جامعه و حکمرانی آرزوی وجود یک دولت – ملت مدرن مبتنی بر آموزه های امروزین دین محمد مصطفی(ص) تحقق یافته و روزهای بهتری برای ملت به ارمغان آورد. پس حال توپخانه حریف بی وقفه آتشباری می کند، میگوییم توپخانه – آتش. که البته این سلاح در سه کلمه خلاصه می شود، قانون- عدالت و آزادی.
والسلام
مهدی برزین
این مطلب همزمان در وب سایت گروه حادثه سبز منتشر گردیده
http://norooznews.ir/news/10718.php
این مقاله رو حتما بخونید
سریع القلم: حق رای به 15سالهها فقط در ونزوئلاست
ما درباره تاریخمان حداقل در حوزه سیاست و حکومت نباید غلو کنیم. در حوزه عرفان به دنیا میتوانیم فخر بفروشیم و بگوییم که در عرفان و معماری و ادبیات چه کارهایی که ایرانیان نکردهاند؛ اما در حوزه سیاست و حکومت باید سکوت کنیم.
http://www.aftabnews.ir/vdcdsn0j.yt0oz6a22y.html
سروش عزیز هم که برگشت
http://www.aftabnews.ir/vdcevv8v.jh8efi9bbj.html
البته امیدوارم تیم های رزمی کار کیهان فعلا مرخصی باشند
از این به بعد روزانه یکسری لینک خواندنی به سلیقه خودم میذارم .امیدوارم خوشتون بیاد.
تابش منظم و بی واسطه چراغهای پیاده رو
و عابرانی با عجله و گاه بی خیال
و گرمای شتاب از -بی هیچ چیزی -گریزان تا یافتن دلخوشکنکی خنده اور
می بینی عرق شرم را,اشک پنهانی که پدر را و مادر را میگدازد در برابر کودک غافل
صدایی خفه که تا عمق وجودش را -که همه کودکیش را-
که شادی دیدن تلالو رنگارنگ آرزوهای کوچک را به خاک خاطره میسپارد
کلمات گاهی خود به خود ساز چپ مینوازند ,چرا چپ نزند ؟!
وقتی خون گریه کردن آسمان هم کفایت نمیکند خودکرده بی تدبیر ما را
از مهر ورزی . پول نفت ٫و حالا خبر خوش
راستی شما هم شنیده اید
هر مرده چند هزار ساله از خبر خوش به وجد اومده و دست افشانی میکنه
همه نفوس ملت و همه جزءجزء این آب و خاک در حال فریاد زدن و شادی کردن هستند.
کم چیزی نیست .برای بعضی نسبت این موفقیت از کشف آتش کمتر نیست و برای بعضی از اختراع باروت
فردا میتونم تصور کنم که شتری گاوی پلنگی بیاد در موزه آستان قدس و در جلوی جعبه کیک زرد بست بشینه و همراه شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست از پایمردی دولتمردان ما تقدیر کنه٬شاید هم به تکه ای از اون کیک زرد رضایت بده
از این به بعد ملت محترم به جای پول نفت بر سر سفره اورانیوم خواهند داشت و به جای شعار هر ایرانی یک پیکان ٬فریاد سر خواهیم هر خانواده ایرانی یک نیروگاه هسته ای و یا هر ایرانی یک سانتریفیوژ شاید هم بیشتر
گذشته از شوخی در پس غریو شادیهای گول زننده صدای پای نکبت عظیمی به گوش میرسه که گوشهای ناشنوا هم شاید بشنوند
تیغ در کف زنگی مست چه حالی داره
تازه اگه تشعشعات اورانیوم اونو تحت تاثیر قرار داده باشه ٬واویلا
حالا که راه برای مذاکره با عموسام باز شده و احتمالا در قبال بعضی چیزها بعضی چیزهایه دیگه مثل این حقوق بشر منفور غربی که فقط هم به درد همون بشر منحط بدبخت فاسد احمق و خیلی چیزایبده دیگه میخوره ٬معاوضه خواهند شد باید به درایت تاریخی ملت کهنسال و گاها فقید ایران شک کرد.
همیشه انتخابهایی می کنند عجیب که در قوطی هیچ عطاری پیدا نمیشود.
خدا اگه میخواد عاقبت این ملت رو به خیر کنه
در ضمن بوی باروت هم کم نیست
دماغت گریپ نباشه داره بوش میاد
هر کجا هست زنده و سلامت باشد
او عصاره آزادیخواهیست.
واقعا جاي همه دوستان خدمت نرفته خالي .
به همه توصيه ميکنم چند روزي خدمت را تجربه کنند تا قدر خيلي امور وبسيار موقيت ها را بدانند.
به بعضي دوستان هم توصيه ميکنم با حضور در جمع سربازها و شنيدن و بودن و گفتن با آنان به بعضي واقعيتها و تفکرها و دلايل آن پي ببرند.
خوب بنا به قول گذشته ما باز هم اين صفحه را خطخطي ميکنيم .
به کوري چشم امريکا و همه مهدي زنده است و در حال انجام خدمت
هر چند سخت
ناگوار و مصيبت بار
حس در قفس بودن گاها تا مرز جنون هم مرا ميبرد.
يک زندگي کاملا يکنواخت و هماهنگ
مرگ فرديت
تو فقط توانايي تصميم گيري در مورد اطاعت از دستور رو داري
ولي خوب ميگذره
و اميدوارم مهدي در پايان خدمت از يه نظر هنوز خودش باشه و از لحاظ تجربه با تجربه تر و پخته تر
تا ديدار بعدي خداحافظ
روزها پیاپی گذشتند بالاخره نوبت به ما هم رسید
این قرعه که به نام ما اوفتاد چندان خوشایند هم نبود لاکن راهی است که با تمام معایبش و حماقت وار بودنش باید طی شود
و راه استخلاص از بعضی قیود تنها از زیر پرچم میگذرد
بدانید و اگاه باشید که مانیز به خدمت مقدس! سربازی خواهیم رفت به همین روزهای آتی
عجالتا با دلی پر از خیال و اندوه از خدمت دوستان مرخص شده و تا اولین مرخصی شما را به خدای بزرگ میسپارم.
نمیدونم وقتی میگم خدای بزرگ یعنی ممکنه خدای کوچیک هم باشه من شما رو حواله دادم دست بزرگه.
در ضمن نظریه نظام مبتنی بر تقسیم سلولی زیست رو در یک روز دیگه تشریح میکنم
ساعاتی که دیگر گذشته
دقایقی که در نهایت دقیقه بودن گذشته است
ثانیه هایی که هیچگاه نبوده اند از آن من
صبر را نیز حدی ست
آری لبریز شده است پیمانه ای خالی
اگر خون هم بود فدای تو
اما جز عمرم نبود